قلم مرد بِه ز دولت اوست – مجله بارش
خانه / قلم مرد بِه ز دولت اوست

قلم مرد بِه ز دولت اوست

هفته نامه کرگدن – احسان رضایی: ایــــن کـــه ادارات بی در و پیکر امروزی بـــــا تعداد بیشتری کارمند از کل اجزای دولت سلجوقی، در اداره خودشان هم مشکل دارنــــــد، از نداشتن دید و برنامه مدون اســـــت.

معمولا وقتی لفظ بوروکراسی و دیوانسالاری بــــه گوش ما مــــــــی خورد، یا اداراتی مــــــــی افتیم کـــه هر روزی و ساعتی کـــه بــــه آن ها مراجعه کنی یک نفرشان نیست و آن دیگری هم از انجام دادن کارش معذور اســـــت و خلاصه یک مهر زدن ساده روی پرونده، حکم همان عشقی را پیدا مــــــــی کند کـــه خواجه حافظ شیرازی در مورد عشق و عاشقی گفته بـــــود: اول آسان مــــــــی نماید و بعدا مــــــــی بینی «ولی افتاد مشکل ها». واقعیت امر ایــــن اســـــت کـــه مشکل امروز از دیوان و دیوانسالاری نیست، کـــه دیوان های اداری سالیان سال در ایــــن مملکت کار مــــــــی کردند و انصافا هم خوب کار مــــــــی کردند. اصلا لغت دیوان، یک کلمه پهلوی اســـــت بــــه معنای جایی کـــه تویش مــــــــی نویسند. بــــرای همیـــن هم بــــه دفتر شعر مــــــــی گفتند دیوان و هم بــــه ادارات دولتی کـــه تویش پر از دفتر و دستک بـــــود.

قلم مرد بــــه ز دولت اوست
دیوان های استیفا (معدل دارایی امروزی) و اشراف (معادل وزارت اطلاعات امروزی) و برید (معادل پست امروزی) و رسالت (جایی معادل دبیرخانه مرکزی دولت در امروز) تقریبا از اولین دولت های بعد از اسلام شکل گرفتند و در عصر سلجوقی بــــه اوج رسیدند. امپراتوری بزرگی کـــه توان آن را داشت تـــــــا دانشمندانی نظیر خیام و امام غزالی را در دل خود پرورش بدهد و فقط در یک شهر بغداد، ۳۰ مدرسه معادل دانشگاه های امروزی داشته باشد. فقط دانستن تعداد دانشمندها، فیلسوف ها، ادیب ها و تاریخ نویسانی کـــه در ایــــن دوران بــــه سر مــــــــی بردند، باعث تعجب خواهد بـــــود. در ایــــن دوره تعداد علما و حکما آن قدر زیاد بـــــود کـــه مولفان را بــــه سمت دایره المعارف نویسی برد. ابن القفطی در «تاریخ الحکما» شرح حال ۴۱۴ فیلسوف و دانشمند را نوشته.
ابن ابی صعیبه زندگینامه ۴۰۰ پزشک را آورده. محمد عوفی دایره المعارفی از شرح حال ۳۰۰ شاعر فارسی دارد، بی آن کـــه ذکری از عمر خیام بــــه میان آورد. ابن خلکان در «وفیات الاعیان» شرح حال ۸۶۵ تن از بزرگان اسلام را آورده اســـــت. همیـــن نگارش های بزرگ و تاریخ ساز محصول یک دستگاه دیوانی عریض و طویل بـــــود کـــه مثل امروز کسی تویش معطل نمی شـــــــد. ایــــن دستگاه عریض و طویل یک امپراتوری ۹٫۳ میلیون کیلومترمربعی از حلب (در سوریه امروزی) تـــــــا کاشغر (در چین) را اداره مــــــــی کرد، تقویمی را کـــه دقیق ترین گاهشماری بشری اســـــت پدید مــــــــی آورد، بیمه بازنشستگی داشته اســـــت و کلی چیز هیجان انگیز دیــــگر.
دیوان و دیوانسالاری کـــه یکی اســـــت اما نتیجه فرق مــــــــی کند. آن موقع مردی بــــه اسم ابوعلی حسن بن علی طوسی وجـــــود داشت کـــه در تاریخ بـــــا دو لقبش «خواجه» و «نظام الملک» مشهور اســـــت. او مــــــــی دانست ایــــن شبکه درهم و برهم چطور مــــــــی تواند کار کند. خواجه نظام الملک فقط یک کتاب نوشته: «سیاستنامه». اهمیت ایــــن کتاب، علاوه بر ارزش تاریخی، بــــه خاطر گستردگی موضوعات و محتوای آن اســـــت. «سیاستنامه» ۵۰ فصل دارد و در هر فصل یکی از امور مربوط بــــه اداره کشور توضیح داده شده اســـــت. تنوع و گستردگی موضوعات خیلی جالب اســـــت. فصل ۱۴ کتاب بــــه پیک های نامه رسان (برید)اختصاص دارد و فصل ۳۰ از ایــــن هم جزئی تر اســـــت و ترتیب ایستادن مقامات دولتی در دربار و نحوه چینش مطلوب از نظر نظام الملک را شرح مــــــــی دهد.
ایــــن میزان دقت در جزییات، «سیاستنامه» را بــــه اثری منحصر بــــه فرد بــــرای شناخت ساز و کار اداره دولت در ایران بعد از اسلام تبدیل مــــــــی کند و مهم تر از آن یک نظریه سیاسی در دولتداری. درباره خواجه نظام الملک عبارت های ستایش آمیز و داستان های افسانه ای زیادی نقل شده اســـــت. حقش هم همیـــن اســـــت. بالاخره او وزیر دو نفر از پادشاهان سلجوقی بـــــود. ۲۹ سال وزارت کرد، یک امپراتوری را اداره کرد و دوره شکوهمند تمدن اسلامی را پدید آورد اما شاید یکی از مهم ترین دلایل عظمت نظام الملک همیـــن باشد کـــه او صاحب اندیشه سیاسی بـــــود. مــــــــی دانست مملکت را چطور بایــــــد اداره کرد و از هر اداره و دستگاهی دقیقا چــــه توقعاتی بایــــــد داشت و چــــه چیزهایی را نباید خواست.
ایــــن کـــه ادارات بی در و پیکر امروزی بـــــا تعداد بیشتری کارمند از کل اجزای دولت سلجوقی، گاهی حتی در اداره خودشان هم مشکل دارنــــــد و آخر سال کسر بودجه بالا مــــــــی آورند هم از همیـــن اســـــت؛ از نداشتن دید و برنامه مدون. آن ها نمی دانند مــــــــی خواهند چکار کــنــنـــد و بــــه کجا برسند. در عوض خواجه نظام الملک مــــــــی دانست هر جزئی از دولتش چــــه اهدافی دارد. ایــــن را از خواندن «سیاستنامه» بـــــا آن نثر شیرین خواجه مــــــــی شــــــود. فهمید. مــــــــی گویند یک بار سلطان ملکشاه سلجوقی بـــــا خواجه درشتی کرده بـــــود و داد و بیداد راه انداخته بـــــود، خواجه در جواب فقط لحظه ای دست از نوشتن برداشته بـــــود و قلم و دواتش را بــــه شاه نشان داده بـــــود و گفته بـــــود: «دولت آن تاج بــــه ایــــن دولت وابسته اســـــت.»

منبع سایت برترین ها

قالب وردپرس

درباره ی javadesmaty

همچنین ببینید

آموزش حذف اکانت توییتر به صورت مرحله به مرحله + عکس

ما در اینجا به چگونگی حذف اکانت توییتر می پردازیم. توییتر در سراسر جهان میلیون …

دیدگاهتان را بنویسید