توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه – مجله مجازی بارش
پنج شنبه , خرداد ۳ ۱۳۹۷
خانه / دین و اندیشه / توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه

توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه

توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه
از آنجا که مدعیان عدالت در طول تاریخ هرکدام مبنایی برای اجرای عدالت داشته اند، این ضرورت حس می شود که مبنای امام علی (ع)، منادی واقعی عدالت، برای ما روشن گردد، توزیع فقر یا تولید و توزیع ثروت؟ با مرور اهداف حکومت از دیدگاه امام علی (ع) و نوع نگاه او نسبت به سیاست روشن می شود که هدف نهایی امام علی (ع) از حکومت، تربیت انسان الهی است و حتی عدالت هم یک هدف واسطه ای و یک ابزار مناسب برای رسیدن به این مهم است. در این اندیشه، فقر واژه ای نامطلوب است که دارای اثر مخرب فردی و اجتماعی است. از سوی دیگر سخنان صریح امام مشخص می کند مطلوب علی (ع) برای بسط عدالت، تولید و توزیع عادلانۀ ثروت است. ضمن اینکه برخی از روش های اجرایی امام بر اساس مستندات نهج البلاغه مانند جمع آوری ثروت های بادآورده، حمایت از سرمایه داران و صنعت گران سالم، آبادانی و گرفتن مالیات به دیدگاه آن حضرت قابلیت الگوبرداری می دهد.

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۲/۲۷

بازدید : ۱۰

منبع : مجله «پژوهش های نهج البلاغه» تابستان ۱۳۹۲ – شماره ۳۷ , دلشاد تهرانی، مصطفی – حسن آهنگری، مهدی
مشخصات نویسنده : عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث و پردیس تهران – کارشناس ارشد علوم حدیث گرایش نهج البلاغه

مقدمه

بحث در مقالۀ پیش رو در ارتباط با جایگاه و اهمیت تولید ثروت در اندیشۀ حکومتی امام علی (ع) در نهج البلاغه است. هدف مقاله پاسخ به این سؤال اساسی است که روش مطلوب امیر مؤمنان (ع) برای گسترش عدالت در جامعه، مبتنی بر تولید و توزیع ثروت بوده است، یا توزیع فقر؟

برای رسیدن به پاسخ، ابتدا بر اهداف امام (ع) برای به دست گرفتن زمام امور، با بهره گیری از کلام ایشان-به ویژه خطبه های آغازین دورۀ حکومت به دست می آید-نگریسته، تا از این راه، جایگاه و اهمیّت موضوع مورد بحث را در هندسۀ سیاسی نهج البلاغه که تجلّی گاه افکار علوی است، به دست آوریم. پس از بحث و بیان برخی از قرائن و ادلّه که ما را به پاسخ پرسش مذکور نزدیک می نماید، روش های اجرایی امام برای رسیدن به این هدف بیان شده است. با ذکر این روش ها این مهم حاصل شود که آیا ایدۀ امام فقط منحصر در بیان و تئوری بوده، یا اینکه امیر مؤمنان (ع) برای ایدۀ خود روش های اجرایی و عملی هم مدنظر داشته اند تا الگوسازی در ارتباط با موضوع موئرد بحث کامل تر گردد. زیرا اگر کسی برای ایده و نظریۀ خود به ویژه در موضوعات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی روش عملی و اجرایی در نظر نداشته باشد آن ایده محکوم به فراموشی است.

در پایان در بحثی کوتاه این موضوع بررسی می شود که آیا ایدۀ مختار علی (ع) برای بسط عدالت در جامعه با موفقیت رو به رو شد یا با شکست، و نیز این ایدۀ امام علی (ع) با اجرایی شدن روش های مطلوب امام با نتیجۀ مطلوب مواجه شد یا خیر؟

۱-اهداف حکومت

مقصود از بیان اهداف حکومت از دیدگاه امیر مؤمنان (ع) به دست آوردن نوع نگاه ایشان به سیاست و حکومت است. زیرا تا نگاه آن بزرگوار به حکومت روشن نگردد، به دست آوردن اهمیت موضوعی مثل تولید ثروت، امکان پذیر نخواهد بود. ازاین رو، مروری بر برخی از اهداف حکومت از منظر نهج البلاغه ضروری است. این اهداف را می توان در تقسیم بندی زیر در نظر گرفت.

۱-۱-دفاع از آزادی

در دیدگاه نهج البلاغه آزادی مقوّم انسانیّت است. زیرا انسانی که مخاطب دعوت انبیا است، انسانی آزاد است. امام علی (ع) خود پاسدار آزادی بود و حاضر نشد، چه در ابتدای حکومت و چه در طول دوران زمامداری، کوچکترین خدشه ای به آزادی انسان ها وارد سازد. چنان که فرمود: «و انّ العامّة لم تبایعنی لسلطان غالب و لا لعرض حاضر»؛ بی گمان عموم مردمان با من بیعت کردند نه برای آنکه دست قدرت من گشاده بود و زوری در کار بود یا مالی آماده بود و تطمیعی صورت گرفته بود؛ (نامه ۵۴ ).

۱-۲-گسترش عدالت

بسط و گسترش عدالت یکی از مهمترین اهداف حکومت علوی به شمار می آید-هرچند از اهداف واسطه ای و میانی-امام علی (ع) عدالت و داد را ملاک و میزان سیاست و مایۀ استواری آن می دانست ازاین رو در عرصۀ سیاست جز به راه عدالت نرفت. (دلشاد تهرانی، ۱۳۹۱، ۱۰۵)در نگاه علی (ع) بهترین روش برای زمامداری، عدالت است. ازاین رو بهترین ابزار برای رسیدن به اهداف اساسی حکومت الهی نیز عدالت است. چنانکه می فرماید: «خیر السّیاسات العدل»؛ بهترین سیاست ها عدالت و دادگری است؛ (خوانساری، ۱۳۶۰، ۴۲۰/۳).

۱-۳-ایجاد رفاه و بهبود مادّی

ایجاد رفاه و تأمین معیشت از اهداف حکومت امیر مؤمنان (ع) است و در هندسۀ اندیشۀ حکومتی حضرت جایگاه به سزایی دارد. در حکومت صالحین تأمین رفاه عمومی و زندگی کفاف برای عموم مردم در جهت نیل به هدف اساسی حکومت دینی، یعنی تعالی انسان، اهمیت ویژه ای دارد. زیرا عموم آدمیان، به استثنای خواصّ و تجمعیت قلیلی در طول تاریخ، تا نیازهای اولیه زندگی مادّی آن ها تأمین نشود به فکر نیازهای عالی و معنوی خود نمی افتند و مجالی برای تفکر و غور در اهداف آفرینش به دست نمی آورند. امام علی (ع) از عمده وظایف و اهداف حکومت را توسعۀ اقتصادی و بهبود معیشت مردم می داند و می فرماید: «أیها النّاس، انّ لی علیکم حقّا، و لکم عليّ حقّ، فأمّا حقّکم عليّ… توفیر فیئکم علیکم»؛ مردم!مرا بر شما حق است، و شما را بر من حقی، اما حق شما بر من… فراوان کردن دارایی ها و درآمدهایتان، و رساندن آن به شماست؛ (خطبه ۳۴). البتّه اهداف دیگری هم از دیدگاه امام علی (ع) وجود دارد، ولی ما به دلیل رعایت اختصار فقط از آن ها نام می بریم مانند تعلیم و آگاه سازی، حقوق گرایی، اصلاح فرهنگی، ایجاد امنیّت و…

۱-۴-هدف غایی

با نگاهی کلّی به اهداف امام (ع) و کلمات و خطبه های ابتدایی و حکومتی ایشان می توان چنین نتیجه گرفت که نگاه علی (ع) به حکومت نگاهی اصالتی نبوده، بلکه به حکومت تنها نگاهی ابزاری داشته است. در منظر امام (ع) حکومت فقط وسیله ای برای رسیدن به هدف رشد و تعالی انسان ها است، ازاین رو می فرماید: «إنّی أریدکم للّه، و أنتم تریدونني لأنفسکم. أیّها النّاس! أعینوني علی أنفسکم؛ و أیم اللّه لأنصفنّ المظلوم من ظالمه، و لأقودنّ الظّالم بخزامته، حتّی أورده منهل الحقّ و إن کان کارهاً»؛ من شما را برای خدا] و رو به تعالی [می خواهم و شما مرا برای خود] و امور بی ارزش می خواهید. [ای مردم! مرا بر کار خود یار باشید] و در جهت تحقق برنامه هایم، کمک کار. [به خدا سوگند که داد ستمدیده را از آن که بر او ستم کرده بستانم و مهار ستمکار را بگیرم و به ناخواه او را با به سر منزل حق کشانم؛ (خطبه ۱۳۶).

می توان چنین برداشت کرد که هدف غایی، نهایی و تعالی سیاست و حکومت علوی تعالی و رشد انسان و تربیت آدمی بوده است. برخلاف نظر کسانی که عدالت را به عنوان هدف غایی حکومت از نگاه امیر مؤمنان (ع) معرفی می کنند، باید گفت که عدالت از دیدگاه ایشان بهترین سیاست و ابزار و روش برای رسیدن به هدف بود و یا این گونه پنداشت که عدالت تنها هدفی واسطه ای تلقّی می شد، نه هدف غایی و نهایی. این برداشت و تفسیر از نگاه امام به موضوع حکومت و به دست آوردن هدف اصلی حکومت از دیدگاه ایشان، ما را در پاسخ دادن به سؤال اصلی مقاله که همان روش اجرایی برگزیدۀ حضرت در بسط عدل و داد در جامعه است، یاری می رساند.

۲-توزیع فقر یا توزیع ثروت؟

عدالت به عنوان مطلوب انسان ها در طول تاریخ، باید تعریف و بنیان خاص خود را داشته باشد. هرگروهی با توجه به تعریف و دیدگاهش نسبت به عدالت، روش اجرایی متناسب با آن تعریف را اتخاذ می نماید. به عنوان نمونه مرام های اشتراکی که عدالت را به معنای برابری مطلق می دانستند، برای تحقق عدالت مد نظر خود، به توزیع فقر روی آوردند. حال چون موضوع سخن ما و مدار مباحث ما نهج البلاغه و اندیشۀ حکومتی امیر مؤمنان (ع) است، می خواهیم دریابیم روش برگزیدۀ علی (ع)- با توجه به دیدگاه ایشان به عدالت که همانا رسیدن هرکس به حق شایستۀ خود است، نه برابری مطلق-برای بسط عدالت در جوامع کدام بوده است، توزیع فقر یا تولید و توزیع ثروت؟

امعان نظر در دلایل و قرائن تاریخی، متعرفتی و سخنان صریح امام، می توان این گونه استنتاج کرد که روش تولید و توزیع عادلانۀ ثروت به عنوان روش و بنیان اساسی امام برای عدالت گستری در جامعه بوده است.

برای اثبات این ادّعا دلائل در دو بخش ارائه می گردد:

دلیل اول: ناهماهنگی وجود فقر با هندسۀ معرفتی و اندیشۀ حکومتی امام علی (ع)؛

دلیل دوم: سخنان صریح امیر مؤمنان علیه لاسلام دربارۀ تولید و تتوزیع عادلانه ثروت.

شرح ادلۀ فوق به قرار زیر است:

۲-۱-ناهماهنگی وجود فقر با هندسۀ معرفتی و اندیشه حکومتی امام علی (ع)

همان طور که بیان گردید، غایت و هدف نهایی حکومت مداری از سوی امام علی (ع) تربیت انسان است. یعنی همان هدف انبیای الهی که برای تحقّق آن از کوششی دریغ نوریدند. با توجه به این هدف متعالی، فقر نمی تواند جایگاه مثبتی در سیره تربیتی عموم جامعه داشته باشد. «کمبود دارایی و ناداری انسان را در اسارت خود می گیرد و به صورت مانعی جدّی در تربیت حقیقی عمل می نماید». (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۹، ۱۱۲)؛ همچنین در اندیشه و سیرۀ امام علی (ع) فقر استضعافی و نه ساده زیستی، گزنده ترین و زشت ترین پدیدۀ اقتصادی و مایۀ ننگ زندگی است. (همو، ۱۳۹۰، ۳۷۷)

مولی الموحدین (ع) نیز فرموده است: «الفقرُ الموتُ ألاکبرُ»؛ ناداری مرگ بزرگ تر است؛ (حکمت ۱۶۳). در دیدگاه امیر مؤمنان (ع) فقر آثار دهشتناکی بر روی عقل و روح، ایمان و عقیدۀ آدمی می گذارد، لذا علی (ع) در پندی به فرزند خویش محمد بن حنیفه فرمود: «یا بُنَيَّ! إنّي أخاف علیک الفقرَ فاستعِذ باللّه منه فإنّ الفقر منقصة للدّین، مدهشة للعقل، داعیة للمقت »؛ فرزند عزیزم! از ناداری بر تو بیمناکم. پس از آن به خدا پناه ببر که زیرا فقر سبب نقص در دین است و سرگردانی عقل و ایجادکنندۀ دشمنی است؛ (حکمت ۳۱۹).

البته باید توجه داشت که فقر عوامل مختلفی دارد. از جمله عوامل غیراختیاری مانند محرومیّت از امکانات اوّلیه برای تولید و کسب درآمد، ناشی از بلایای طبیعی (البته با یک نظام تأمین اجتماعی کارآمد این عامل می تواند از بین برود) و عوامل اختیاری اعم از عوامل شخصی مثل سستی و تنبلی، بی برنامگی، فقرنمایی و تکدّی گری، رعایت نکردن بهداشت (منظور عواملی است که در روایات سبب فقر معرفی شده است مثل وجود تارهای عنکبوت در اتاق، ادرار کردن در حمام، خوردن در حال جنابت و خلال کردن دندان ها با شاخه درخت گز ). (نک: محمدی ری شهری، ۱۳۸۵، ۴۶۷۷/۱۰ )، نارسایی اندیشه و عوامل غیرشخصی چه عوامل گروهی مثل کسب نامشروع و غیرقانونی، ترک تکافل عمومی و صفات ناپسند مانند بخل؛ و چه عوامل اجتماعی که از جمله آن ها ظلم حاکمان، نظام مالیاتی ناکارآمد و نظام تأمین اجتماعی ناکارآمد و… قابل ذکر است. (هادوی نیا، ۱۳۸۵، ۲۰۹/۷-۲۱۸)

با مطالب ذکر شده مشخص می شود که فقر در نگاه امیر مؤمنان (ع) چنان پدیدۀ زشت و هولناکی است که نه تنها تناسبی با هدف غایی حکومت و سیاست از منظر علوی، یعنی تربیت انسان الهی، ندارد؛ بلکه یکی از موانع بزرگ بر این هدف مقدّس است.

۲-۲-سخنان صریح پیشوای مؤمنان (ع) درباره تولید و توزیع عادلانه ثروت

در میان سخنان به جا مانده از امیر مؤمنان (ع)، به ویژه نهج البلاغه، به کلماتی برمی خوریم که آن حضرت، به صراحت سیاست اقتصادی خود و دولت خود را برای بسط عدالت در جامعه بیان می دارد. از جمله می توان به مواردی اشاره کرد: در نامه به مالک اشتر، امام علی (ع) با صراحت کامل و تمام، مالک را به توسعۀ معیشت و توزیع عادلانه ثروت در میان مردم امر می کند و این سیاست را مقدمه و زمینه سازی مؤثر برای رسیدن دولت علوی به هدف غایی خود، یعنی اصلاح و تربیت مردمان، معرفی می کند: «ثمّ أسبغ علیهم الأرزاقَ، فإنّ ذلک قوّةٌ لهم علی استصلاح أنفسهم»؛ پس روزی ایشان را فراخ دار! که فراخی روزی، نیرویشان دهد تا در پی اصلاح خود برآیند؛ (نامه ۵۳ ).

اما یکی از صریح ترین و مهم ترین سخنان امام که سیاست دولت علوی را به روشنی بیان می دارد خطبه ای است که در آن وظایف مردم در برابر حکومت و همچنین وظایف حکومت در مقابل مردم را بیان می دارد. امام یکی از وظایف مهم دولت در برابر مردم را رشد اقتصادی و بهبود وضعیت معیشت مردم بیان می دارد و می فرماید:

«أیّها النّاس، إنّ لي علیکم حقا و لکم عليّ حق؛ فأمّا حقّکم عليّ… و توفیر فیئکم علیکم»؛ مردم! مرا بر شما حقی است، و شما را بر من حقی. اما حق شما بر من… فراوان کردن دارایی ها و درآمدهایتان، و رساندن آن به شماست؛ (همان). از آنجا که این سخن صراحت بیشتر در اثبات مدّعای مورد بحث ما دارد، لازم است در مورد واژه فيء که حضرت فراوان کردن و رشد آن را از برنامه های حکومت خود معرّفی می کند اندکی توضیح داده شود.

۲-۲-۱-توضیحی در رابطه با واژۀ فيء از نظر لغوی و اصطلاحی

فیء مصدر از مادّۀ فاء، یفيء فیئا از باب فعَل، یفعِل در لغت به معنای «برگشت»، رجوع و بازگشت است. کما اینکه أفاءَ الظلُّ یعنی سایه برگشت. (افرام بستانی، ۱۳۸۹، ۵۱۴). در قرآن مجید هم آمده است: «حتّی تفيء إلی أمر اللّه»؛ (الحجرات، ۹) که به همین معنی است؛ یعنی به امر خدا بازگردد و گردن نهد. اما فیء در اصطلاح فقها دارای معنایی خاص برگرفته از قرآن است. مثلا علامّه حلّی در تذکرة الفقهاء فیء را چنین تعریف می کند: «طبق آیۀ هفت سورۀ حشر او ما أفاء اللّه علی رسوله… ؛ آنچه خدا به عنوان فیء به رسولش داد)، فیء از مختصات رسول خدا (ص) و کسی است که بعد از او ائمه (علیهم السلام) می باشد و برای دیگران حقّی نیست و باید با اجازۀ این بزرگواران مصرف شود». (حلی، ۴۱۹/۱)

این نکتۀ دارای اهمیت است که معنای فیء، در کلام مورد بحث، نه معنای لغوی فیء است، و نه معنای اصطلاحی فقهی، زیرا فیء هم مانند واژه هایی از این دست دارای یک معنای لغوی است و یک معنای اصطلاحی و یک معنای استعمالی[۱]، که همان مطلق درآمدها و عائدات عمومی یک مملکت است که متعلق به آحاد مردم و شهروندان یک جامعه است. در خطبۀ ۳۴ نهج البلاغه معنای مورد نظر حضرت، معنای استعمالی فیء است یعنی همۀ درآمدهای عمومی یک ملّت و جامعه. برای اثبات این مدّعا به دو دلیل بسنده می کنیم:

دلیل اول-معنای استعمالی غنیمت

راغب اصفهانی غنیمت را از ریشۀ غنم به معنای «گوسفند» می داند و سپس می گوید: «در هر چیزی که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست آورد به کار رفته است». (همو، ۱۴۰۴ ۳۲۶)

اما غنیمت یک معنای اصطلاحی نیز دارد و آن هر چیزی است که در جنگ از دشمن گرفته و به دست می آید.

لذا بسیاری از فقهای اهل سنت واژۀ غنیمت آیۀ ۴۱ سوره مبارکۀ انفال را به همین معنا حمل کرده اند و خمس را منحصر در آنچه در جنگ به دست می آید، دانسته اند.

اما غنیمت یک معنای استعمالی هم دارد که به معنای هر نوع بهره و سود است. این معنا در موارد بسیاری به کار رفته است و در نهج البلاغه نیز در مواردی چند به معنای مطلق بهره به کار رفته است. از جمله امیر مؤمنان (ع) می فرماید: «من أخذ بها لحق و غنم»؛ کسی که به آیین خدا عمل کند به سر منزل مقصود می رسد و بهره می برد؛ (خطبه ۱۲۰).

همچنین مفسرانی چون آلوسی در روح المعانی(۲/۱۰)، فخر رازی در تفسیر خود(/۱۵ ۱۶۴) و در المنار(۳/۱۰-۷)مفهوم غنائم را، به همان معنای وسیع گرفته اند. (نیز نک: مکارم شیرازی، ۱۳۷۹، ۱۷۹/۷). فقهای شیعه نیز معنای غنیمت را، در آیۀ ۴۱ سوره انفال، بر اساس روایات بر معنای استعمالی، یعنی مطلق بهره و سود، حمل کرده اند. این روند، در مورد فیء نیز جریان دارد.

دلیل دوم -اضافه شدن ضمیر متصل کم به واژه فیء در کلام علی (ع)

امام (ع) با اضافه کردن ضمیر، در واقع مالک و صاحب فیء را مردم معرفی می کند. از این نکته مشخص می شود که معنای فیء در خطبۀ ۳۴، معنای اصطلاحی فقهی نیست، زیرا طبق تعریف فقهی فیء-که ضمن دلیل اوّل ذکر شد-مالک و صاحب امتیاز فیء در معنای اصطلاحی خود، پیامبر و ائمۀ معصومان (علیهم السلام) هستند، اما با اضافه شدن این ضمیر مشخص می گردد که منظور امام امر دیگری است، و آن هر نوع درآمد و عوائد عمومی است که مالک اصلی آن ها عموم مردم هستند. امام (ع) با این کلام رشد و توسعه و توزیع عادلانه آن در میان مردم را از وظایف دولت اسلامی معرفی می کند.

با توجه به قرائن و دلایل و مطالب ارائه شده، مشخص می شود که سیاست اصلی دولت امام علی (ع) برای بسط عدالت، بر پایۀ تولید و رشد ثروت و توزیع عادلانۀ آن در میان مردم استوار بوده است، نه توزیع فقر در جامعه.

۳-راهکارهای اجرایی

روش های عملی و اجرایی حضرت امیر (ع) برای تحقّق این امر می تواند این نظریه را فراتر از یک تئوری مطرح کند. ازاین رو، برآنیم که شماری از روش های اجرایی امام (ع) را به منظور رشد اقتصادی و تولید ثروت در جامعه و توزیع عادلانه آن در میان مردم را برشماریم تا جامعیّت این ایده بیشتر مشخص گردد.

۳-۱-جمع آوری ثروت های نامشروع

اولین و اساسی ترین راهکارهای اجرایی امام علی (ع) برای تولید ثروت و رشد اقتصادی جامعه جمع آوری ثروت های بادآورده و نامشروع است. زیرا با جمع آوری صحیح و اصولی این ثروت ها و تزریق آن در رگ های اقتصاد جامعه، حیات اقتصادی مردم جان تازه ای می گیرد.

امیر مؤمنان (ع) در نخستین روزهای حکومت، بازگرداندن ثروت های نامشروع را جزو اولین سیاست های خود معرّفی نموده و می فرماید: «و اللّه لو وجدتُه قد تزُوِّج به النساءُ و مُلِکَ به الإماءُ لرددتُه، فإنّ في العدل سعة، و من ضاق علیه العدل فالجور علیه أضیق»؛ (سید رضی، خطبۀ ۱۵)؛ به خدا سوگند، اگر ثروت ها را بیابم که با آن ها زنان به تزویج درآمده اند و کنیزان با آن خریداری شده اند، آن را بازخواهم گرداند، به درستی که در عدالت، گشایش است و آن که عدالت به او تنگ باشد، ستم به او تنگ تر خواهد بود.

۳-۲-حمایت از صنعتگران و تاجران سالم و مولّد

حمایت از سرمایه داران سالم از دیدگاه امیر مؤمنان (ع) باعث می گردد تا شریان های اقتصادی جامعه خشک نشود. در نقطۀ مقابل اگر سرمایه داران سالم و تجار درستکار در جامعه برای سرمایه گذاری و کسب و کار احساس امنیّت نکنند و مورد حمایت دولت قرار نگیرند، فضا برای سرمایه داران زالوصفت و دلاّلان بی ریشه که کاری جز تیشه زدن به ریشه های اقتصاد جامعه ندارند و تنها به فکر منافع شخصی هستند، باز می شود. در دیدگاه امام علی (ع) تجّار و صنعتگران سالم چنان نقشی در سامان دادن اقتصادی جامعه ایفا می کنند که امام قوام تمامی اقشار را به قوام این دو قشر می داند.

در بخشی از نامۀ خود به مالک اشتر، اقشار مختلف اجتماع را برشمرده و جایگاه هریک را بیان می دارد. وقتی به تجّار و صنعتگران می رسد، می فرماید:

«… و لا قوام لهم جمیعا إلاّ بالتّجّار و ذوی الصّناعات، فیما یجتمعون علیه من مرافقهم و یقیمونه من أسواقهم، و یکفونهم من الترفّق بأیدیهم ما لا یبلغه رفق غیرهم…»؛ و کار هیچیک از آن دسته ها قوام نیابد مگر به سوداگران و پیشه وران که به سودایی سود گرد هم می آیند و بازار داد و ستد می آرایند و به داد و ستد می پردازند و جز آنان هیچ کس به این کار توانا نیست؛ (نامه ۵۳).

۳-۳-توسعۀ کشاورزی

حمایت و توسعۀ کشاورزی یکی از اساسی ترین سیاست ها به منظور حفظ استقلال و شادابی اقتصاد هر جامعه است، امیر مؤمنان (ع) نیز به این امر توجّه ویژه ای مبذول می فرمود. چنان که می فرماید: «من وجد ماء و ترابا ثمّ افتقر فأبعده اللّه»؛ آن که آب و خاکی بیابد و تنگ دست شود، خداوند، او را [از رحمت خود] دور سازد؛ (محمدی ری شهری، ۱۳۷۹، ۳۵۰).

۳-۴-بازرسی مستقیم

بازرسی مستقیم از جمله سیاست هایی است که افزون بر شادابی و رشد اقتصادی، از مفاسد اقتصادی بازار نیز جلوگیری می کند. البته با روایاتی که عرضه می شود، اصل این سیاست از سوی امام علی (ع) تأیید می گردد، اما این نکته قابل توجه است که نوع اجرای این سیاست با توجه به زمان ها و مکان های مختلف، متفاوت است، به دو نمونه از این روایات توجه کنید:

در کتاب فضائل الصحابة عن أبی الصهباء: «رأیت عليّ بن أبی طالب بشطّ الکلأ یسأل عن الأسعار». (همانجا، ۳۶۰ )علی بن ابی طالب را در کناره علفزاری دیدم که از قیمت ها می پرسید.

منقول از کتاب دعائم الاسلام: «إنّه [علیّا (ع)] کان یمشي في الأسواق و بیده درّة یضرب بها من وجد من مطفّف أو غاش فی تجارة المسلمین قال الأصبغ: “قلت له یوما أنا أکفیک هذا یا امیر المؤمنین و اجلس فی بیتک! قال: ما نصحتني یا أصبغ”». (همانجا) یعنی: به درستی که [علی (ع)] در بازارها راه می رفت و تازیانه ای در دست داشت که با آن کم فروشان و نیرنگ بازان در تجارت مسلمانان را تنبیه می کرد. أصبغ گوید: “روزی به وی گفتم: ای امیر مومنان! شما در خانه بنشینید و من به جای شما این کار را بر عهده می گیرم. فرمود: ای أصبغ! برایم خیرخواهی نکردی “.

۳-۵-آبادانی

نظر به فرازهای آغازین فرمان امام به مالک اشتر، بیانگر اهمیت آبادانی در سیاست های دولت امام علی (ع) است. می فرماید:

«هذا ما أمر به عبد اللّه عليّ امیر المؤمنین، مالک بن الحارث الاشتر فی عهده الیه، حین ولاّه مصر: جبیة خراجها، و جهاد عدوّها، و استصلاح أهلها و عمارة بلادها»؛ این است فرمان بندۀ خدای، علی امیر مؤمنان به مالک پسر حارث اشتر، هنگامی که او را والی مصر گردانید تا خراج آن دیار را بستاند و با دشمنان آن پیکار کند و کار مردم به سامان آورد و شهرهای آن را آبادان سازد؛ (نامه ۵۳).

آبادانی بلاد چنان اهمیّت دارد که امام (ع) آن را معیار برتری حاکمان می داند و می فرماید: «فضیلة السلطان عمارة البلدان»؛ برتری حکمران، در آبادانی شهرهاست»؛ (محمدی ری شهری، ۳۵۰ ).

۳-۶-ساماندهی مالیات

جدّیت در گرفتن مالیات عادلانه بر اساس سطح درآمد مردم، از سیاست هایی است که افزون بر رشد اقتصادی جامعه، از شکاف طبقاتی جلوگیری می نماید و یکی از اساسی ترین روش ها برای بسط عدالت اقتصادی است. ازاین رو گرفتن مالیات به شکل عادلانه و اصولی، اما با جدیّت، مورد تأکید امیر مؤمنان (ع) نیز بوده است. ازاین رو در روایتی به نقل از مهاجر که مردی از قبیلۀ بنی ثقیف بوده است آمده:

«استعملني عليّ بن ابي طالب علی بانقیا و سواد من سواد الکوفه، فقال لي-و الناس حضور-: “انظر خراجک فجد فیه، و لا تترک منه درهما، فإذا أردت أن تتوجّه الی عملک فمرّ بی”. قال فأتیته فقال لی: “إنّ الذي سمعت مني خدعة، إیّاک أن تضرب مسلما أو یهودیّا او نصرانیا فی درهم خراجٍ، أو تبیع دابّة عمل في درهم، فإنّما امرنا أن نأخذ منهم العفو؛ علی بن ابی طالب، مرا بر [مالیات] منطقة “بانقیا”؛ از حومۀ کوفه به کار گرفت و در برابر مردم به من گفت: “به مالیات ها بنگر و در آن تلاش کن. درهمی را فرو مگذار و هرگاه خواستی بدان جا روی نزد من آی”. راوی گوید: نزد او رفتم، به من گفت: “به درستی که آنچه از من شنیدی، نیرنگی بود. مبادا مسلمان یا یهودی و یا مسیحی را برای درهمی مالیات کتک بزنی یا آنکه چارپایان کار را در برابر درهم مالیات، به فروش رسانی؛ چراکه ما مأموریم زیادی را از آن ها بستانیم؛ (همانجا، ۳۷۲).

لازم به ذکر است این روایت دلالت بر جدیّت دولت علوی در اخذ مالیات دارد، اما به شکل اصولی و عادلانه، و توصیه های نهایی امام (ع) به کارگزار خویش برای رعایت اخلاق و انصاف در دریافت مالیات، تا مبادا جدیّت، کارگزار را از انصاف و اخلاق که پایه های اساسی حکومت الهی دور کند و جدیت در این امر، وی را به ورطۀ بی اخلاقی و ظلم بکشاند. ازاین رو، این توصیه های اخلاقی در انتهای روایت منافاتی با سیاست گرفتن مالیات به شکل اصولی و عادلانه ندارد.

۴-کارنامه

سخن نهایی این است که آیا ایدۀ امیر مؤمنان (ع)، یعنی بسط عدالت بر پایۀ تولید و توزیع ثروت، با اجرای آن به روش هایی که گذشت، پاسخ مناسبی داده است و به نتیجۀ مطلوب رسیده است، یا خیر؟

زیرا اگر این ایده با این روش ها، به نتیجه مطلوب نرسیده باشد؛ قابلیّت اجرا و الگوبرداری را نخواهد داشت. امّا به گواهی تاریخ و سخنان صریح امام (ع) این ایده با این روش ها کارنامۀ مثبتی از خود بر جای گذاشت و پاسخ مناسبی دریافت کرده است. ما برای اثبات این امر به سخنان صریح امام (ع) و صحنه ای تاریخی که دالّ بر کارنامۀ مثبت و پاسخ مناسب این ایده است، اکتفا می نماییم.

۴-۱-گزارش دهی صریح امیر مؤمنان (ع):

علی (ع) با وجود مشکلات سیاسی و جنگ های متعددی که به آن حضرت تحمیل شد، ولی نتیجۀ سیاست تولید و توزیع ثروت را در مناطقی که تحت تسلّط ایشان بوده، این گونه بیان می کند: «ما أصبح بالکوفه أحد إلاّ ناعما و إنّ أدناهم منزلة من یأکل البرّ و یجلس فی الظّلّ و یشرب من ماء الفرات»؛ کسی در کوفه نیست که در رفاه به سر نبرد، حتی پایین ترین افراد نان گندم می خورند و سرپناه دارند و از آب گوارا می آشامند؛ (ابن شهر آشوب، ۱۴۰۵، ۹۹/۲).

یا در ضمن خطبۀ ۸۷ می فرماید: … و ألبستُکم العافیةَ مِن عدلي»؛ و از دادگری خود لباس عافیت بر شما پوشانیدم. در این عبارت حضرت بیان می دارد به واسطۀ عدل خود، عافیّت، که به نظر می آید ظهور در بهبود وضعیت معیشت مردم دارد، را برای آحاد جامعه به ارمغان آورده است. در این بیان، امام (ع) از فعل ماضی استفاده کرده است که نشان می دهد، به واسطۀ عدالت و توزیع عادلانه ثروت این عافیت و بهبود در وضعیت معیشت عموم حاصل شده و نتیجه داده است.

۴-۲-صحنه ای تاریخی

صحنه ای از دوران حکومت امیر مؤمنان (ع) در دل تاریخ ثبت و ضبط گردیده که با دقت در این روایت برای ما مشخص می گردد که فقر بر اثر سیاست های اقتصادی دولت امام علی (ع) در مناطق تحت تسلط ایشان تا حدّ زیادی ریشه کن شده است. روایت از این قرار است: مرّ شیخ مکفوف کبیر یسأل (پیرمردی از کار افتاده دیده شد که دست نیاز به سوی مردم دراز کرده بود). فقال أمیر المؤمنین (ع): «ما هذا؟» (امیر مؤمنان (ع) فرمود: این چیست؟) فقالوا: «یا امیر المؤمنین نصرانيٌّ» (گفتند: ای امیر مؤمنان، مردی نصرانی است). فقال أمیر المؤمنین (ع): «استعملتموه حتّی إذا کبر و عجز منعتموه! أنفقوا علیه من بیت المال» (امیر مؤمنان (ع) فرمود: هنگامی که جوان و توانا بود از او کار کشیدید و اکنون که پیر و ناتوان شده است رهایش کرده اید! او را از بیت المال تأمین کنید). (دلشاد تهرانی، ۱۳۸۲، ۲۳)

همانطور که در روایت مشاهده می شود صحنۀ تکدّی گری در مناطق تحت اداره امیر مؤمنان (ع) چنان نادر و کمیاب است که حضرتش در مواجه با این صحنه از عبارت «ما هذا» (به معنای این چیست؟) استفاده می کند نه از عبارت «من هذا» (به معنای این کیست؟) که خود نشان کمیاب و نادر بودن چنین صحنه ای در حکومت علوی است.

با ارائۀ این دو دلیل، یعنی سخنان صریح امام (ع) و ذکر این صحنۀ تاریخی تا حدود زیادی مشخص و روشن می گردد که ایدۀ امیر مؤمنان (ع) یعنی بسط عدالت بر مبنای تولید و توزیع عادلانۀ ثروت با روش های اجرایی ایشان، علیرغم هم مشکلات سیاسی دوران حکومت کوتاه ایشان، تا درصد بالایی به نتیجۀ مطلوب و پاسخ مثبت رسید. این روش به معنای واقعی کلمه، قابلیّت الگوداری در همۀ ادوار تاریخی با توجه به شرایط زمانی و مکانی را دارا است.

۵-نتیجه گیری

بر اساس دو مطلب یعنی ناهماهنگی وجود فقر با هندسۀ معرفتی و اندیشۀ حکومتی علی (ع) بر این مبنا که هدف حکومت از دیدگاه ایشان، تربیت انسان الهی است و فقر که در کلام حضرت دارای آثار سوء فردی و اجتماعی معرّفی شده است و با این هدف نامتناسب است و همچنین سخن صریح امام در نامۀ ۵۳ (عهدنامه مالک اشتر) و عبارت صریح ایشان در خطبۀ ۳۴ یعنی عبارت «توفیر فیئکم»به معنای فروان کردن و رشد ثروت های عمومی که از وظایف اساسی حکومت معرفی شده است، به این نتیجه رسیدیم که ایدۀ مطلوب علی (ع) برای بسط عدالت در جامعه تولید و توزیع ثروت بوده است، نه توزیع فقر؛ همچنین این ایده توسط امام (ع) با روش هایی اجرایی مانند جمع آوری ثروت های بادآورده، حمایت از صنعتگتران و تاجران سالم، توسعۀ کشاورزی، بازرسی مستقیم، آبادانی و گرفتن مالیات به شکل عادلانه و اصولی در جامعه به عینیت و ظهور رسید.

در نهایت بر اساس گزارش های شخص امیر مؤمنان (ع) و ذکر صحنه تاریخی تکدّی گری مرد نصرانی که از دیدگاه علی (ع) صحنه ای نادر بود، به این مطلب دست یافتیم که این ایده در جامعه پاسخی مثبت داده و تا حدّ زیادی به نتیجه مطلوب رسیده بود. لازم به ذکر است حالا که تولید و توزیع عادلانه ثروت به عنوان ایده مطلوب امیر مؤمنان (ع) برای بسط عدالت اقتصادی در جامعه به اثبات رسید، موضوع اجرای این ایده با توجه به شرایط تاریخی و مکانی ما نیز به عنوان یک پژوهش، قابل طرح است.

منابع

-قرآن مجید.

-آمری خوانساری، جمال الدین محمّد، شرح غرر الحکم و درر الکلم، تصحیح: خوانساری، مقدمه و تصحیح و تعلیق: میر جلال الدین ارموی(محدث)، چاپ سوم، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۰ ش.

-ابن شهر آشوب، ابو جعفر محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب،

-افرام البستانی، فؤاد، فرهنگ جدید(ترجمه منجد الطلاب)، مترجم: محمد بندر ریگی(محدث)، چاپ اول، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۸۹ ش.

-حلّی(علامه حلّی)، حسن بن یوسف بن مطّهر، تذکرة الفقهاء، طبعة قدیمة، سوق بین الحرمین، مکتبة الرضویه لاحیاء الآثار الجعفریه.

-دلشاد تهرانی، مصطفی، تراز حیات، چاپ اول، تهران، انتشارات دریا، ۱۳۷۹ ش.

-همو، تفسیر موضوعی نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر معارف، : ۱۳۹۱ ش.

-همو، جمال دولت محمود، تهران، انتشارات دریا، ۱۳۸۲ ش.

-همو، ماه مهرپرور، تهران، انتشارات دریا، ۱۳۷۹ ش.

-راغب اصفهانی، محمد، المفردات فی غریب القرآن، چاپ دوّم، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ ق.

-سید رضی، ابو الحسن محمد بن الحسین الموسوی، نهج البلاغه، مترجم و گردآورنده: اسد اللّه مبشری، چاپ نهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵ ش.

-محمّدی ری شهری، محمّد، سیاست نامة امام علی (ع)، ترجمه: مهدی مهریزی، چاپ اول، قم، دار الحدیث، ۱۳۷۹ ش.

-میزان الحکمه همراه با ترجمه، ترجمه: حمید رضا شیخی، چاپ ششم، قم، دار الحدیث، ۱۳۸۵ ش.

-مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ بیست و دوّم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۹ ش.

-هادوی نیا، علی اصغر، مقاله فقر و غنا، دانش نامه امام علی (ع)، زیر نظر علی اکبر رشاد، چاپ سوم، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۵ ش.

پی نوشت

[۱] معنای لغوی یعنی معنایی که لفظ برای آن وضع شده و معنای اصطلاحی یعنی معنایی که لفظ برای آن در اصطلاحی مخصوص وضع شده باشد که ممکن است این اصطلاح، خاص یا عام باشد و معنای استعمالی آن است که لفظ در آن معنا استعمال می شود اعم از اینکه آن معنای استعمالی، همان معنای لغوی یا اصطلاحی یا معنایی غیر این دو معنا باشد مثل مجازات و کنایات و استعارات و یا معنایی دیگر.

منبع؛سایت حوزه دات نت

قالب وردپرس

درباره ی javadesmaty

همچنین ببینید

سیر اصلاحات در حکومت علوی

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۳/۲ بازدید : ۱۰ منبع : مجله «معرفت» خرداد ۱۳۸۵ – شماره …

دیدگاهتان را بنویسید